عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت – به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۹ تعجب برانگیز است که بتوانم از دست تو بگریزم کبوتری که اسیر باز است، کجا میتواند برود؟ ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
کس ندانم که دل بدو ندهد – مگر آن کس که بی بصر باشدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۸ کسی را نمیشناسم که دلداده او نشود مگر کسی که کور باشد و او را ندیده باشد ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
شورش بلبلان سحر باشد – خفته از صبح بیخبر باشدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۶ اوج تکاپوی بلبل ها سحرگاه است آنکه سحر در خواب باشد بی خبر است… ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
جفای پرده درانم تفاوتی نکند – اگر عنایت او پرده دار ما باشدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۵ بیوفایی و دشمنی بیحیاها برایم اهمیتی ندارد اگر لطف و عنایت او نگهبان و محافظ ما باشد ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
اگر هزار غم است از جهانیان بر دل – همین بس است که او غمگسار ما باشدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۴ اگر از اهل جهان هزار غم به دل ما برسد همین که او همدم و غمخوار ما باشد برای ما بس است ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
سعدیا غنچه سیراب نگنجد در پوست – وقت خوش دید و بخندید و گلی رعنا شدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۳ سعدی غنچه رسیده طبعا در پوست نگنجد و به وقت مناسب گشوده و شکوفا میشود ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد – آخر این غوره نوخاسته چون حلوا شد؟عَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۲ این گل شاداب کی روئید و این همه زیبا شد؟ این غوره نرسیده کی این چنین رسیده شیرین شد؟ ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه
فضلست اگرم خوانی، عدلست اگرم رانی – قدر تو نداند آن، کز زجر تو بگریزدعَبید۱۴۰۲-۰۶-۰۲ اگر به خود مرا بخوانی گشاده دستی توست و اگر از خود برانیام عین عدالت است آن کسی که از این سختیدادن تو گریزان است قدر و منزلت تو را نشناخته است ↓ تصویر خام این شعر عکس ↓ برای دسترسی به این محتوی عضویت ویژه تهیه کنید: عضویت ویژه یک ماهه, عضویت ویژه سه ماهه یا عضویت ویژه شش ماهه